تاریخ خبر: کد خبر: 2044

دکتر یامین پور در آخرین نشست از دوره «رسانه تراز انقلاب اسلامی» در مشهد:

انگلیسی ها برای تصرف منبر به عنوان رسانه تاثیرگذار از 120سال گذشته دست به کار شده اند/ راه مقابله در نبرد رسانه‌ای، بالا بردن سواد رسانه‌ای جامعه است

انگلیسی ها برای تصرف منبر به عنوان رسانه تاثیرگذار از 120سال گذشته دست به کار شده اند/ راه مقابله در نبرد رسانه‌ای، بالا بردن سواد رسانه‌ای جامعه است

به گزارش «قاصدنیوز» دکتر وحید یامین پور عضوهیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر حوزه هنر و رسانه هفته گذشته در آخرین نشست از دوره «رسانه تراز انقلاب اسلامی» که توسط باشگاه فکر و اندیشه انقلاب اسلامی خراسان رضوی و موسسه طلوع حق در سالن همایش فرهنگسرای رسانه برگزار شد به تببین نسبت هنر و رسانه و نقش آن در انقلاب اسلامی پرداخت.

 

 

دکتر یامین پور در ابتدای نشست به وجود دو قلمروی قابل بحث هنر و رسانه و انفکاک این دو قلمرو از یکدیگر اشاره کرد و گفت: بحث درباره هنر، آمیختگی هنر با سیاست، حوزه اثر گذاری هنر و مبانی نظری و معرفتی هنر یک قلمرو بحث است که معمولا به این موضوع، به دلیل قدرت بیشتر رسانه پرداخته نمی شود و مباحث رسانه ای غلبه پیدا می کند، در حالیکه هنر مهم تر است؛ و رسانه قلمرو دوم بحث است. البته یک ماهیت ترکیبی و مخلوطی از هر دو قلمرو نیز تحت عنوان "هنر، صنعت، رسانه" وجود دارد که قلمرویی فوق العاده تاثیر گذار است و نهادهای قدرت سرمایه گذاری فراوانی روی آن می کنند و یکی از مصادیق اش سینما است.

 

یامین پور در ادامه با بیان این نکته که تاریخ هنر از شروع زندگی بشر شکل گرفته است و فقط نوع نگاه به آن در ادوار مختلف تغییر پیدا کرده است، افزود: آنچه هنر را برای ما مهم می کند این است که انسان بیش از آنکه تحت تاثیر گزاره های بینشی و نظری قرار بگیرد و عقلانی زندگی کند، تحت تاثیر صور خیالی است و با خیال خود زندگی می کند.

 

  • منظور از خیال، رؤیا پردازی و خیال بافی نیست. عالم خیال، عالم صور هنری و عالمی است که الهامات هنری از آنجا نازل می شود و یک عالم واقعی است. در ادبیات قرآنی از این عالم با نام برزخ یاد می شود و در ادبیات عرفانی با نام ملکوت؛ ملکوت یک عالم خیال بافانه نیست، هرچند بشر مدرن هر عالمی فراتر از عالم مُلک را عالم تصورات بی معنا می پندارد و حتی شاهد هستیم که در فیلم های هالیوودی در دو دهه اخیر درباره دنیا و انسان هایی صحبت می شود که از جنس دنیا و انسان های این دنیا نیستند.

 

  • بشر به خودی خود نمی تواند تصور کند که عالمی جز این عالم وجود نداشته باشد اما انسان مدرن منکر این عالم است و تبدیل به انسانی تک ساحتی شده است که معتقد است در بطن و متن این عالم، عالم موثر دیگری وجود ندارد. این همان اندیشه سکولاریزم است. یعنی این دنیا بطن و عمقی ندارد و دنیای دیگری پشت این دنیا وجود ندارد. اگر کسی این گزاره را بپذیرد و آنچه را که در این دنیا اتفاق می افتد معلول اتفاقاتی در همین دنیا بداند یک انسان سکولار خواهد شد.

 

  • از مهمترین فیلم هایی که فصل جدیدی در سینما گشود و تعریف آمریکایی ها را از بطن عالم نشان می دهد ماتریکس است. ماتریکس شما را با دو یا سه عالم مواجه می کند. در ماتریکس برای دنیای ما ملکوتی به نمایش گذاشته می شود که خود آن ملکوت هم باز قلب دیگری دارد که کنترل دنیا در آنجا صورت می پذیرد. با این کار ذهن شما را درباره کنترل دنیا دیجیتالایز می کند. دستگاه ذهنیت ساز آمریکایی به این نتیجه رسیده است که انسان تک ساحتی توان ادامه زندگی را ندارد، بنابراین در تلاش است تا خود به صورت مدیریت شده بطن و متنی را برای این عالم معرفی کند و این گزاره را با یک تلقی دیجیتالی درباره شیوه های مدیریت دنیا تولید می کند.

 

  • مهمترین گزاره ای که حکمت و فلسفه اسلامی درباره هنر بیان می کند این است که هنر نازل شده از عالم خیال است. تمام هنرمندان ملهم از الهامات غیبی اند و این الهامات یا نازل شده از شیاطین است و یا نازل شده از سوی ملائکه الله. در علم اخلاق می گوییم واردات قلبی یا خطورات ذهنی. این الهامات چگونه به قلب وارد می شود یا به ذهن خطور می کند؟ اگر انسانی تک ساحتی نباشید، می پذیرید هر چیزی که به ذهن شما می آید مبدأی دارد ولی انسان تک ساحتی مبدأی برای این خطورات پیدا نمی کند. بخش عظیمی از واردات قلبی ما یا ناشی از وحی شیاطین است و یا الهامات ملائکه الرحمان.

    به عنوان مثال شعر را در حکمت هنر اسلامی واجد زبانی می دانیم که از غیب برای ما سخن می گوید و بیان اش بیانی است که نازل شده از عالم غیب است یعنی حافظ آن چیزی را برای ما بیان می کند که ملائک در گوش او می گویند. حالا یک نفر می شود حافظ و شعر می گوید. یک نفر نقاش می شود و الهامات را در قالب تصویر عرضه می کند و یک نفر هم کارگردان می شود و در قالب فیلم عرضه می کند. هر چیزی که در این عالم خلق و ابداع می شود یک شأن الهی دارد چراکه چیزی به دنیا اضافه می شود.

    در نگرش عرفانی یک اثر هنری از طریق الهامات غیبی بر دل هنرمند نازل می شود؛ دل هنرمند از طریق قوه خیال آن را دریافت می کند و از طریق فن هنری ای که دارد آن را در قالب های مختلف آشکار می کند. اگر این فن ادبیات است در قالب شعر، اگر تصویر سازی است در قالب یک اثر نقاشی و... . اگر این الهام شیطانی باشد، اثر هنری نیز شیطانی و اگر رحمانی باشد اثر هنری نیز رحمانی خواهد بود. بنابراین اگر شما در معرض و مخاطب یک اثر هنری رحمانی قرار بگیرید حال خوبی پیدا خواهید کرد.

 

  • هنر یک گزاره نیست، بلکه حس و حال است و فضایی است که شما را در بر می گیرد و برای شما یک یادآوری درست می کند. این یادآوری یا شیطانی است و یا رحمانی. آنچه ما را فراگرفته است از فضای شهری تا لباسی که می پوشیم، هنر است و از خود معنا تولید می کند و در قلب اثر معنایی می گذارد. زمانی که فرد، مخاطب یک اثر هنری قرار می گیرد، با وجود هنرمند هم افق می شود یعنی فرد واجد دریافت همان الهامی است که برای خلق یک اثر به هنرمند شده است. هنر جامعه را و تاریخ را می سازد. تمدن اسلامی بدون معماری اسلامی، سینمای اسلامی، موسیقی اسلامی و... شکل نخواهد گرفت.

 

وحید یامین پور

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در بخش دیگری از سخنان خود به بحث درباره دومین قلمرو یعنی رسانه پرداخت و با اشاره به اینکه رسانه پدیده نو و جدیدی است که حتی در زمان به وجود آمدنش هم ناشناخته بود، تصریح کرد: رسانه، پدیده ای است که همچنان درباره پیچیدگی های آن مطالعه و بحث می شود و بسیاری از مباحث رسانه، مباحث نو و جدید است.

 

  • رسانه همیشه در مرز دانش حرکت می کند و دائم باید توجه داشت که جدیدترین حرف و تکنیک در این عرصه چیست. جنس رسانه متغیر است و هر روز ابعاد جدیدی از آن به وجود می آید که نیاز به مطالعه دارد مثل شبکه های اجتماعی که دولت ها، دنیای علم و کاربران نسبت به آن بلاتکلیف اند. امروز آمریکا هم تکلیفش را با فیس بوک نمی داند که برای منافعش مفید هست یا خیر؟! بنابراین در عرصه سیاسی نیز با پدیده ای مبهم رو به رو هستیم و ناچاریم به این پدیده فکر کنیم چراکه بنای دنیای ما مبتنی بر رسانه و ارتباطات است.

 

  • می توان این طور گفت که همه چیز تابعی از ارتباطات است. امروزه قدرت را نیز رسانه تولید می کند؛ حاکمیت از ابعاد نظامی، جغرافیایی و اقتصادی خالی شده است و از ابعاد رسانه ای آکنده شده است. این یعنی مرز کشورها، تبدیل به مرزهای فرهنگی شده است. امروزه برای پاسخ به این سوال که یک کشور چه میزان اقتدار دارد و حکومت یک کشور چه میزان مشروعیت دارد باید دید شهروندان آن کشور کدام رسانه را می بینند، به کدام رسانه اعتماد دارند و... .

 

  • مفهوم تهاجم فرهنگی که مقام معظم رهبری بیش از 20 سال مطرح کرده اند ناظر به تغییر ماهیت حاکمیت است که در عرصه رسانه و فرهنگ قرار می گیرد. با پدیده ای رو به رو هستیم که درآمیخته با سیاست، قدرت و حاکمیت است و همه چیز تابعی از آن شده است لذا زمانی که از رسانه سخن می گوییم، در واقع از نسبت رسانه با سیاست، قدرت و فرهنگ و همه چیزهایی که درون این هاست سخن می گوییم.

 

  • امروز، کسانی که معتقد به تئوری نوسازی هستند، راه و مسیر نوسازی و جهانی سازی را در چارچوب اشاعه فرهنگ مدرنیته می دانند و معتقدند برای این هدف باید کوچی اجتماعی، جغرافیایی، روانی و... در جهان سوم شکل بگیرد. یکی از راه های اشاعه فرهنگ مدرنیته و سکولار کردن یک جامعه، رسانه های ارتباط جمعی اند.

 

  • البته در این نقطه ما با یک نزاع بین گونه های مختلف رسانه ای مواجهیم که باید این نزاع، نسبت بین این رسانه ها و اثرگذاری این رسانه ها را بر هم بشناسیم. به عنوان مثال در ایران رهبران افکاری وجود داشته و دارند که بر اثرگذاری رسانه ای اثر می گذارند. ما در ایران رسانه و مرجع فکری بومی ای داریم به نام منبر که مردم پای این منابر می نشینند و گوش می دهند و برای پذیرش هم گوش می دهند. بنابراین برای درک رسانه باید شرایط اجتماعی یک کشور را نیز شناخت. هیئت ها و تکایا و منبرها، رسانه صدها ساله ایران است.

    انگلیسی ها خیلی زود متوجه این نزاع رسانه ای شدند و فهمیدند که به جای تحت الشعاع قرار دادن منبر باید آن را تصرف کنند و همین کار را هم 120سال پیش شروع کردند. در دوره مشروطه، سفارت انگلیس روضه امام حسین(ع) برگزار می کرد و سید محمد علی یزدی طباطبایی نیز منبر می رفت و مشروطه خواهان در این سفارت چای روضه می خوردند. انگلیسی ها فهمیدند که کار کردن تنها از طریق رسانه های خودشان کافی نیست، بلکه باید از طریق رسانه های ما نیز کار کنند، پس رسانه های ما را برای خودشان شبیه سازی کردند. منبر و هیئت و مرجع تقلید و... را برای خودشان درست کردند؛ رسانه های سنتی انگلیسی.

 

  • موضوع بعدی در حوزه رسانه، بحث قلمرو چگونگی و میزان تاثیر رسانه هاست. عده ای معتقد به تاثیر تام رسانه هستند و عده ای معتقدند که رسانه به هیچ وجه اثر ندارد؛ در بین این دو طیف نیز مجموعه ای از تئوری ها وجود دارد.

 

  • آنچه امروز با آن مواجه هستیم و منازعه اصلی ما در حوزه رسانه است مربوط به فضای سیاسی است؛ یعنی زمانی که داریم از رسانه تراز انقلاب سخن می گوییم، از رسانه ای سخن می گوییم که بتواند در منازعات ما در برابر ضد انقلاب اثرگذار باشد. اولین حرکتی که باید انجام شود، بالا بردن سواد رسانه ای مردم است. همه مردم ما تلویزیون تماشا می کنند، بنابراین یک نقطه قابل سرمایه گذاری داریم.

 

  • بعد از جنگ جهانی دوم این ایده که جنگ دیپلماتیک و سنتی مقرون به صرفه نیست و باید از تصرف و جنگ دیپلماتیک به سمت اقناع و دیپلماسی عمومی حرکت کرد، فراگیر شد؛ یعنی از طریق کنترل رفتار و سبک زندگی شهروندان یک کشور بتوان رفتار سیاسی آن کشور را کترل کرد. البته امروز از قدرت هوشمند سخن به میان آمده است که ترکیبی است از قدرت سخت و قدرت نرم اما وجه غالبش، وجه اقناعی و جنگ روانی است یعنی سرمایه گذاری در دیپلماسی عمومی.

 

  • مهم ترین شأن رسانه، اقناع و جنگ روانی و تغییر سبک زندگی است. رسانه امروز فرهنگ را تولید و تغییرات فرهنگی را به وجود می آورد. این حرف که برخی ها می گویند تغییرات فرهنگی و اجتماعی خودجوش، حرفی ابلهانه است و نشان می دهد این افراد از حوزه فرهنگ هیچ فهمی ندارند. قطعا تغییرات فرهنگی و اجتماعی تابعی از رسانه است و به هیچ وجه خودجوش نیستند.

    امروز هیچ تئوریسین حوزه فرهنگ و سیاست مداری نیست که این حرف ساده لوحانه و مسخره را بزند که تغییرات فرهنگی و اجتماعی خودجوش اتفاق می افتد. تمام تئوری ها می گوید تغییرات فرهنگی و اجتماعی به وسیله رسانه ها درست می شوند و این رسانه است که با برجسته کردن یک مقوله آن را تبدیل به سبک زندگی می کند.

 

  • حتی جنبش های ناسیونالیستی در جهان سوم که منجر به انقلاب می شود، رفتارهایی مبتنی بر سبک زندگی غربی است. همه افرادی که این جنبش ها را به راه می اندازند، افرادی هستند که در غرب تحصیل کرده اند و حکومتی را هم که سر کار می آورند همان حکومتی است که غرب دوست دارد و هیچ ضرری برای غرب نخواهد داشت. همه انقلاب ها به جز انقلاب اسلامی که ویروس دنیای مدرن است، به این سرنوشت دچار شده اند.

 

  • طرح معروفی در آمریکا وجود دارد به نام "فول برایت" که بیان می کند باید نخبگان جهان سوم را بورسیه کرد، به آمریکا آورد تا در اینجا زندگی کنند، درس بخوانند، زبان ما را بیاموزند و با ارزش های ما آشنا شوند. چراکه با این افراد در آینده که صاحب مقام می شوند راحت تر می توان دیالوگ برقرار کرد.

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون