تاریخ خبر: کد خبر: 6084

سه هدفی که داعش از جذب زنان دنبال می کند

زنان داعشی که طبق برآوردهای موجود میانگین سن آنها در حدود 18- 21 سال می باشد، تنها متعلق به کشورهای سوریه و عراق که محل استقرار این گروه تروریستی است، نیستند بلکه اکثریت آنها از کشورهای مختلفی جذب داعش می شوند. پنج انگیزه مهم اهم دلایل جذب زنان به این گروهک تروریستی می باشد.

به گزارش قاصدنیوز، دیده بان نوشت: پدیده زنان داعشی که در ادبیات این گروه تروریستی با نام «مجاهدات» معروف هستند، سوالات زیادی پیرامون ماهیت، افکار، روش های جذب و نتایج حاصل از این پدیده در افکار عمومی ایجاد کرده است که چندان مورد اهتمام و دقت نظر واقع نشده است. این در حالی است که نباید از نظر دور داشت که این پدیده جدید و خطرناک در حال گسترش و شیوع در جوامع اسلامی و غیر اسلامی است و می تواند تاثیرات جدی در امنیت ملی هر یک از کشورهای مذکور داشته باشدو لذا در این نوشتار سعی بر آن است تا مختصری از زوایای پنهان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دینی این پدیده مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.

 

 

زنان داعشی از کجا می آیند؟

زنان داعشی که طبق برآوردهای موجود میانگین سن آنها در حدود 18- 21 سال می باشد، تنها متعلق به کشورهای سوریه و عراق که محل استقرار این گروه تروریستی است، نیستند بلکه اکثریت آنها از کشورهای مختلفی جذب داعش می شوند که از جمله آنها می توان کشورهای شمال آفریقا به ویژه تونس و مصر و کشورهای اروپایی و آمریکایی مانند فرانسه، انگلستان و آلمان اشاره نمود. علاوه بر این، بخش دیگری از زنان داعشی نیز متعلق به منطقه آسیای میانه و کشورهای حوزه قفقاز و چچن هستند که به استناد شواهد و قرائن افراطی ترین زنان داعشی متعلق به این منطقه هستند!. در این راستا، برخی از پژوهشگران بر این باورند که تقریباً 10 درصد اعضای خارجی داعش را زنان به خود اختصاص داده و منابع غربی نیز در این زمینه آمار و ارقامی ارائه می دهند. به عنوان مثال، مرکز مطالعات ضد تروریسم در فرانسه در آخرین گزارش خود بیان داشته است که در حال حاضر تعداد 100 الی 150 زن فرانسوی در میان صفوف داعش قرار دارند و این تعداد جدای از افرادی است که به دلیل شرایط سخت زندگی در گروه داعش به فرانسه بازگشته اند. 

 

 

انگیزه های عضویت زنان در داعش

زنان داعشی از هر کجای دنیا که جذب این گروه تروریستی می شوند دارای انگیزه های متفاوتی هستند که از جمله آنها می توان به زیر اشاره نمود.

1- انگیزه های شخصی:

زنان سوری و عراقی عمدتاً با انگیزه های شخصی با داعش همراهی می کنند؛ زیرا به دلیل شرایط بحرانی موجود در این دو کشور بسیاری از آنها همسران، فرزندان یا همه خانواده خود را از دست داده و از خانه و کاشانه خود دور مانده اند. لذا بهترین راه از نظر این دسته از زنان سوری و عراقی حضور در صفوف داعش برای انتقام گیری از نظام حاکم و نیز دریافت دستمزد جهت گذران زندگی می باشد.  

 

2- انگیزه های فرقه گرایانه:

در بحران عراق و سوریه منازعه سیاسی بتدریج تبدیل به یک منازعه فرقه ای گردید. به این ترتیب، بسیاری از زنان سوری و عراقی نه از باب گرایش پیدا کردن به تفکرات داعش بلکه به منظور شرکت در "جهاد" برای دفاع از عقیده اهل سنت بر علیه شیعیان که حاکمیت را در دو کشور در اختیار دارند، به عضویت داعش درآمده و این گروه تروریستی را تنها وسیله ممکن برای تشکیل خلافت اسلامی سنی علیه حکومت شیعیان می دانند.  

 

 

3- انگیزه های ایدئولوژیک:

عده ای از زنان داعشی فارغ از هر گونه انگیزه های شخصی و فرقه گرایانه مجذوب شعارهای پر رنگ و لعاب داعش همچون اعلام "خلافت اسلامی" و "بیعت با خلیفه مسلمین" شده اند که نه تنها برای آنها بلکه برای طیف وسیعی از اسلامگرایان سنی مذهب دارای جذابیت است. از این رو این دسته از زنان با انگیزه جهاد در راه تشکیل دولت اسلامی و زندگی در این مدینه فاضله عازم سوریه و عراق شده و به عضویت داعش در می آیند.

 

4- انگیزه های اجتماعی:

بسیاری از زنان مسلمان در جوامع غربی به نوعی در انزوای از محیط پیرامون بوده و به شدت تمایل به حضور در محیط هایی دارند که بتوانند از این انزوا و غربت رهایی یابند. این در حالی است که طبق آمارهای موجود در منابع غربی اکثریت زنان داعشی که از کشورهای غربی به این گروه تروریستی پیوسته اند متعلق به خانواده های معتقد به اصول و شعائر اسلامی بوده و همین مسئله عاملی جهت تمایل آنها به زندگی در سایه خلافت اسلامی و عضویت در داعش شده است.

 

5- انگیزه های انسان دوستانه:

شاید شنیدن این جمله عجیب باشد که بخشی از زنان داعشی که از کشورهای غربی به این گروه تروریستی پیوسته اند, بدون داشتن انگیزه های دینی و عقیدتی به صفوف داعش پیوسته اند. این دسته از زنان داعشی با دیدن تصاویر مدیریت شده رسانه های غربی که دولت های سوریه و عراق را عامل اصلی وضعیت بحرانی در کشورهای خود و بروز شرایط رقت بار انسانی شده اند، صرفاً با انگیزه کمک به کودکان بی سرپرست و زنان بی خانمان معارضه، مداوای مجروحان و کمک به فقراء به داعش می پیوندند.

 

وظایف زنان در داعش

زنان در گروه تروریستی داعش دارای وظایف متعددی هستند که لزوماً ماهیت نظامی و رزمی ندارند. در این راستا، "محمد العمر" نویسنده کتاب «اسطوره داعش» طی مصاحبه ای با خانم "رجاء انصاری" از فرماندهان "گردان الخنساء" نکات جالبی را در مورد زنان داعشی بیان می کند. به گفته وی اکثریت زنان داعشی فاقد تحصیلات عالیه و تخصص هستند، لذا چاره ای جز بکارگیری آنان در امور سطح پائین همچون برطرف کردن نیازهای جنسی جنگجویان داعشی وجود ندارد. [1] اگرچه با توجه به اخبار و اسنادی که از حضور زنان در داعش بدست آمده است می توان از دیگر وظایفی که زنان داعشی بر عهده دارند به اموری همچون خانه داری و مراقبت و سرپرستی از کودکان و زنان جنگویان داعش، ارائه خدماتی پزشکی و پرستاری، واسطه گری برای انتقال پول از کشوری به کشور دیگر برای داعش، فعالیت در قالب پلیس زنان، انجام امور سایبری و تبلیغاتی و آموزش نحوه استفاده از سلاح های سبک و دفاع شخصی اشاره نمود.

 

نتایج حضور زنان در داعش

بدون شک پدیده انضمام برخی از زنان سوری و عراقی و حتی اروپایی و آمریکایی به گروه تروریستی داعش و مشغول به امور نظامی و غیر نظامی در مناطق تحت سیطره این گروه دربردارنده نتایج و بازتاب های متعددی است که از جمله مهمترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

الف. نهادینه شدن تفکر و ساختار مورد نظر داعش؛ حضور زنان سیاه پوش داعشی در مقابل دوربین های عکاسان و انتشار این تصاویر در رسانه ها و فضاهای مجازی باعث عادی سازی و القای مقبولیت تفکر داعش در میان عده ای از مردان و زنان می گردد. همچنین انعکاس مشارکت زنان داعشی در میان جنگجویان مرد می تواند منجر به تلطیف تصویر موجود در اذهان عمومی (عمدتاً غربی) از داعش گردد که آن را گروهی افراطی و خشونت طلب می پندارد. زیرا این گروه تروریستی از این طریق نشان می دهد که چندان نیز دارای تفکرات افراطی نبوده و همانند کشورهای آزاد به زنان اجازه ورود در اجتماع و مشارکت در کنار مردان را می دهد.  

 

ب.خلق محیط های شهروندی جدید در مناطق تحت سیطره داعش؛ افزایش حضور زنان داعشی در مناطق تحت سیطره داعش و تبلیغاتی که آنها در فضاهای مجازی جهت جذب افراد جدید می نمایند؛ اولاً باعث انتقال افراد جدید از کشورهای هدف به این مناطق و عضویت در داعش شده و ثانیاً منجر آشنایی زنان و مردان هم ملیت داعشی و در نهایت ازدواج آنها می گردد که تنها محیط امن برای زندگی مشترک آنها همین مناطق تحت سیطره داعش می باشد. بدون شک تثبیت و نهادینه شدن این مسئله در آینده بسیار دشوار خواهد بود.

 

ج. انتقال گفتمان خشونت طلبی داعش به کشورهای مبدا؛ زنان داعشی بعد از مدتی زندگی کردن در محیط خشونت طلبانه و افراطی دولت اسلامی چنانچه بخواهند به کشورهای خود بازگردند, حامل تفکرات افراطی داعش بوده و پیام رسان خوبی برای انتقال گفتمان داعش به کشورهای خود هستند. علاوه براین، زنان داعشی در آینده نیز صاحب همسر و فرزندانی خواهند شد که بدون شک تفکرات افراطی آنها بر محیط خانوادگی شان تاثیرگذار بوده و می توان باعث بروز موجی از افراط گرایی در آینده کشورهای مذکور گردند.

 

در نهایت ذکر این نکته ضروری است که با توجه به فقدان اطلاعات دقیق از تعداد و اماکن حضور زنان داعشی و نیز عدم پذیرش آنها از سوی خانواده ها پس از آنکه به کشورهای خود بازگشتند، این احتمال وجود دارد که بسیاری از آنها در کشورهایی غیر از موطن اصلی سکنی گزیده و تبدیل به نیروهایی گوش به فرمان جهت انتقال به دیگر مناطق درگیری در خاورمیانه، آفریقا، اروپا و ... گردند.

 

نتیجه گیری

دیدبان معتقد است بدون شک روند تصاعدی اعزام زنان به مناطق تحت سیطره داعش و تمایل آنان برای عضویت در گروه تروریستی داعش می تواند بیانگر هشداری جدی برای آینده منطقه غرب آسیا و کشورهای اعزام کننده این زنان باشد؛ زیرا گسترش این پدیده به واسطه نقش ذاتی زنان در تربیت نسل های آینده باعث شیوع افراطی گری در نسل های آتی توسط این "مجاهدات" داعشی خواهد شد. لذا شایسته است که نهادهای امنیتی در کشورهایی که در معرض این خطر قرار دارند، تدابیری جدی برای ممانعت از اعزام و جذب زنان به گروههای افراطی اتخاذ نموده و حتی بیش از اهتمامی که برای اشراف و اقدام اطلاعاتی و امنیتی جهت ممانعت از جذب مردان به گروه های تروریستی دارند، بر این موضوع تمرکز نمایند.

 

کلمات کلیدی

ارسال نظر

تریبون